سلام دوستای گلم امروز خیلی بد بود کلاغی هم ناراحت بود
بیچاره خیلی بدی دیده از عشقش
اینقد دلش گرفته که واقعا حس میکردم وقتی داره با هام حرف میزنه گریه میکنه



یه لحظه از هرچی عشق چتی بود بدم اومد
دلم گرفت
منو کلاغی تازه با هم اشنا شدیم
یعنی یه ۲ ماهی میشه
اون به من میگه ذوغالی
منم بهش میگم کلاغی
حال دیگه همه بهم میگن ذوغالی
خداکنه کلاغ جونم حالش خوب بشه

دیگه غم نبینه

همیشه خوشحال باشه
امیدوارم که کارشم بگیره
ولی
این عشق من خدا بگم که چیکارش نکنه
باز دلمو شکوند
بهم گفت دورو
اخه چرااااااااااااااااااااااااااااااااا
حوب دیگه گریه بسه
برم بیرون
خیابون گردی
پس فعلا بای تا های


اینو تقدیم میکنم به کلاغی......
اين روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه
درد تمومه عاشقا پاي كسي نشستنه
اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگي
گرداي روي آيينه ها فقط غم زندگي
اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه
مشكل بي ستاره ها يه كم ستاره چيدنه
اين روزا كار گلدونا از شبنمي تر شد
آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه
اين روزا آسمونمون پر از شكسته بالي
جاي نگاه عاشقت باز توي خونه خاليه
اين روزا كار آدما دلاي پاك و بردن
بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپردنه
اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه
ساده ترين بهونشون از هم خبر نداشتنه
اين روزا فهم عاشقا غصه و بي وفايي
جرم تمومشون فقط لذت آشناييه
اين روزا توي هر قفس يك دو تا قناريه
شبا غم قناريا تو خواب خونه جاريه
اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه
رو گونه هر عاشقي چند قطره بارون غمه
اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه
قلباي مث دريامون پر از خراش و تركه
اين روزا عادت گلا مرگ و بهونه كردنه
كار چشاي آدما دل رو ديونه كردنه
اين روزا كار رويامون از پونه خونه ساختنه
نشونه پروانگي زندگيارو باختنه
اين روزا تنها چارمون شايد پرنده مردنه
رو بام پاك آسمون ستاره رو شمردنه
اين روزا آدما ديگه تو قلب هم جا ندارن
مردم ديگه تو دلهاشون يه قطره دريا ندران
اين روزا فرش كوچه ها تو حسرت يه عابره
هر جا يكي منتظر ورود يه مسافره
اين روزا هيچ مسافري بر نمي گرده به خونه
چشماي خسته تا ابد به در بسته مي مونه
اين روزا قصه ها همش قصه دل سوزوندنه
خلاصه حرف همه پر زدن و نموندنه
اين روزا درد آدما فقط غم بي كسيه
زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه
اين روزا خوشبختي ما پشت مه نبودنه
كار تمومه شاعرا فقط غزل سرودنه
اين روزا درد آدما داشتن چتر تو بارونه
چشماي خيس و ابريشون همپاي رود كارونه
اين روزا دوستا هم ديگه با هم صداقت ندارن
يه وقتا توي زندگي همديگر و جا مي زارن
جنس دلاي آدما اين روزا سخت و سنگيه
فقط توي نقاشي ها دنيا قشنگ و رنگيه
اين روزا جرم عاشقي شهر دل فروختنه
چاره فقط نشستنه و به پاي چشمي سوختنه
اسم گلا اين روزا ديگه كسي نمي دونه
اما تو تا دلت بخواد اينجا غريب فراونه
اين روزا فرصت دلا براي عاشقي كمه
زخماي بي ستاره ها تشنه ياس مرهمه
اين روزا اشكمون فقط چاره بي قراريه
تنها پناه آدما عكساي يادگاريه
اين روزا فصل غربت عشق و بيداري مجنونه
بغضاي كال باغچه ها منتظر يه بارونه
اين روزا دوستاي خوبم همديگرو گم مي كنن
دلاي پاك و ساده رو فداي مردم مي كنن
اين روزا آدما كمن پشت نقاب پنجره
كمتر مي بيني كسي رو كه تا ابد منتظره
مردم ما به همديگه فقط زود عادت مي كنن
حقا كه بي وفايي و خوبم رعايت مي كنن
درسته كه اينجا همه پاييزا رو دوست ندارن
پاييز كه از راه مي رسه پا روي برگاش مي زارن
اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن
چند تا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن
اين روزا بايد همه مون براي هم سايه باشيم
شبا يه كم دلواپس كودك همسايه باشيم
اونوقت دوباره آدما دستاشونو پل مي كنن
درداي ارغواني و با هم تحمل مي كنن
اگه به هم كمك كنيم زندگي ديدني مي شه
بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه
اما نه فكر كه مي كنم اين كار يه كار ساده نيست
انگار براي گل شدن هنوز هوا آماده نيست
کلاغ خوبم غصه نخور این رسم روزگاره بی معرفتی نامردی تو ذاتشه

خدا کنه مشکلت حل بشه



